مقالات
تربیت دانش آموز فکور و پژوهنده
دکتر رضا ساکی
خلاصه :
بدون تفکر، ما قادر به یادگیری نخواهیم بود و بدون یادگیری، تغییر و تحول مثبتی اتفاق نخواهد افتادیکی از هدفهای اصلی تدریس، پرورش دانش آموزانی فکور و پژوهنده است که بتوانند در جامعه نقشهای خود را بهدرستی ایفا کنند. در این یادداشت ضرورت توجه به تربیت دانشآموز فکور و پژوهنده موردبحث قرار میگیرد که میتوان با آن به پرورش شهروندانی پژوهنده در جامعه دستیافت. تفکر چیست و چگونه مبنای پژوهش دانش آموزی قرار میگیرد؟ رویکردها و روشهای تربیت دانشآ موز فکور و پژوهنده کدماند؟ در این نوشتار همچنین نقش و اهمیت و راههای عمل در مسیر طراحی و اجرای یادگیری مبتنی بر پژوهش مطرح میشود.
انسانها ذاتاً کنجکاو هستند؛ اما ذاتاً متفکران خوبی نیستند مگر آنکه شرایط مناسب آن فراهم شود. در شرایط عادی ما از تفکر اجتناب میکنیم. تفکر سختترین کار است و به همین دلیل است که افراد اندکی آن را درست انجام میدهند. [1]
ضرورت توجه به موضوع
تربیت دانش آموز مهمترین وظیفه مدرسه است که در ابعاد مختلف صورت میپذیرد. تربیت علمی - پژوهشی در دانش آموزان نیز بهعنوان یک ضرورت اساسی در نظام آموزش مطرح است که باید از همان سالهای ابتدای تحصیل موردتوجه قرار گیرد. این تربیت پی ساخت سایر ابعاد تربیتی در برمیگیرد و به تقویت ابعاد مختلف رشد یک انسان کمک میکند. خمیرمایه روحیه علمی - پژوهشی دانش آموزان از دوران کودکی و نوجوانی و عمدتاً در محیطهای آموزشی شکل میگیرد و در دوره های دیگر به شکوفایی و باروری میرسد.
مدارس بهعنوان محیط های آموزشی - فرهنگی مهمترین نقش را در تربیت علمی - پژوهشی دانش آمـوزان برعهدهگرفتهاند. مـدارس رسـالت دارند تا با هـدایت روحـیه کـنجکاوی و جستوجوگری در دانش آموزان، در مسیر دستیابی به انسان توسعهیافته و برای ساختن جامعه توسعهیافته قدم بردارند. تربیت علمی، تربیت برای مدیریت حل مسائل اساسی زندگی است و ازاینرو است که مهارتهای پژوهشگری جزو مهارتهای اساسی زندگی فردی و اجتماعی نیز محسوب میشوند.
تربیت علمی - پژوهشی دانش آموزان اهمیت اساسی دارند زیرا:
تربیت علمی، تربیت بخشی از مهارتهای اساسی موردنیاز زندگی است؛ و سهم به سزایی در شکل گیری شخصیت سالم دارد. این تربیت در پیوند با سایر ابعاد تربیت است؛
تربیت علمی یکی از هدفهای اساسی آموزشوپرورش در دوره های مختلف است؛
تربیت علمی ضامن استمرار و عمقبخشی یادگیری در موضوعات مختلف است (یادگیری مداوم و مادامالعمر)؛
- موقعیت علمی در هیچ کشوری سامان نخواهد یافت، مگر اینکه پژوهش بهعنوان یک اصل از دوران کودکی و از دبستان موردتوجه قرار گیرد.
1. پرورش تفکر محور برنامه تربیت دانش آموز پژوهنده
شگفت انگیز است که ما انتظار داریم که دانش آموزان یاد بگیرند اما بندرت آموزشی درباره یادگیری و تفکر به آنها میدهیم. [2]
اگر پرسش شود که مهمترین عنصر سازنده در یک فعالیت پژوهشی چیست بدون تردید عنصر تفکر در میان عناصر احتمالی بیانشده، بیش از سایر عناصر خودنمایی خواهد کرد. فرایند تفکر، فرایند حل مسئله، خلاقیت و فرایند پژوهش است؛ بنابراین معلم برای نیل به دانش آموز پژوهنده و پیشتر از آن مدرسه فکور و یادگیرنده باید بیش از هر چیز به ایجاد و تقویت زیرساختهای فکری و مهارتی موردنیاز برای انجام پژوهش همت گمارد. پیداست با توجه خاصی که معلم به این زیرساختها خواهد داشت، پیامد آن ظهور دانش آموزان پژوهندۀ بیشماری خواهد بود که عملاً با تکیهبر توان فکری خود جلوههای شگفت آوری از تجربه های ممتاز پژوهشی را در مدارس به نمایش خواهند گذاشت. به همین دلیل تأکید ما در این بخش بر ذات اصلی پژوهش یعنی تفکر و چگونگی پرورش آن در مسیر پژوهش و در سطح کلاسهای درس خواهد بود. هدف اساسی تعلیم و تربیت و اولویت آشکار مدارس امروزی کمک به دانش آموزان است که یاد بگیرند چگونه مؤثرتر فکر کنند. مدرسه نیز اصولاً بر بنیاد تفکر آفرینی پایه گذاری شده است.
اهمیت تفکر
تفکر، وجه تمایز انسان از سایر موجودات و موضوع و دستور کار اصلی تعلیم و تربیت و در همۀ دوران از دیرباز تاکنون، محل بحث ادیان، صاحبنظران، فلاسفه و دانشمندان بوده است. مهمترین امتیاز انسان بر سایر موجودات، داشتن فکر و اندیشه است.
در دین مـبین اسلام نیز تفکر جـایگاه رفـیعی دارد. قرآن کریم در توصیف اندیشمندان میفرمایند:
«... و یتفکَّرون فی خلق السموات و الارض ...»؛ [3]
آنان در خلقت آسمانها و زمین میاندیشند.
«... أفلا یتدَّبرون القرآن»؛ [4]
پس آیا در قرآن تدبر و اندیشه نمیکنند؟
«... اولم یتفکروا فی انفسهم ...»؛ [5]
آیا آنان دربارۀ خویشتن نمیاندیشند.
«...افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها ...»؛ [6]
آیا در زمین سیر نمیکنند تا آثار گذشتگان را با دیدۀ دل بنگرند و بدان تعقل کنند.
«قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکَّر اولو الالباب»؛ [7]
بگو: آیا آنان که میدانند (خداشناسان) و آنان که نمیدانند (کافران) با یکدیگر برابرند؟ تنها خردمندان پند میپذیرند.
مولوی در شعر معروف خود، حقیقت انسان را همان اندیشۀ او دانسته است که اگر اندیشه را از او بگیرند، جز مشتی پوست و گوشت و استخوان از او چیزی باقی نخواهد ماند و در زمرۀ سایر حیوانات روی زمین قرار خواهد گرفت:
ای برادر تو همه اندیشهای
مابقی خود استخوان و ریشهای
گر بود اندیشهات گل، گلشنی
گر بود خاری، تو هیمه گلخنی
بدون تفکر، ما قادر به یادگیری نخواهیم بود و بدون یادگیری، تغییر و تحول مثبتی اتفاق نخواهد افتاد.
نظریهه ای مختلف یادگیری حامی تفکر هستند
همۀ نظریههای تربیتی و یادگیری، حامی تفکر و نقش کلیدی آن در تدریس و یادگیری هستند. درواقع در حوزۀ یادگیری نظریهای را نمیتوان یافت که در آن به تفکر بیتوجهی شده باشد. ازجملۀ آنها نظریه معروف سازنده گرایی در یادگیری بهعنوان یک رویکرد اساسی پشتیبان تفکر در تدریس قابلدرک است. در این رویکرد، دانشآموز نهتنها دریافتکنندۀ محض اطلاعات، بلکه آفرینندۀ ساختارهای شناختی خویش به شمار میرود. او باید ضمن دریافت اطلاعات، آنها را پردازش کند، به تجربههای پیشین مرتبط سازد، آموختههایش را سازمان دهد و آنها را برای حل کردن مسائل واقعی زندگی و مسائل پیچیده در موقعیتهای تازه به کار ببرد. [8]
تفکر چیست؟
اینکه تفکر چه چیزی است، چه اشکال و ماهیتی دارد، چگونه رخ میدهد و پیامدهای آن برای هر فرد چیست، همواره موردتوجه بسیاری از افراد بوده است و در مورد آن تعابیر و تفاسیر گوناگونی ارائهشده است. شعبانی (1371) تفکر را فعالیت جهتدار ذهن برای حل مسئله تعریف میکند. سولو (1990) تفکر را فرایندی تعریف میکند که از طریق آن یک بازنمایی ذهنی جدید بهوسیله تبدیل اطلاعات و تعامل بین خصوصیات ذهنی، قضاوت، انتزاع، استدلال و حل مسئله ایجاد میشود. [9]
تفکر فرایند تعادل یابی ذهنی است
ازنظر ژان پیاژه تفکر برای تعادل یابی ذهنی است. اگر فرد در برخورد با موقعیتی تازه، نتواند با آن درست برخورد کند تعادلش به هم میخورد. به همین دلیل فرد در مسیر تغییر ساختار شناختی خود حرکت میکند تا تعادل خود را بازیابد. درواقع تفکر محصول تلاقی بین دانایی و جهالت است جایی که عدم تعادل صورت میگیرد. برآیند تفکر و تعادل یابی شناختی، ایجاد رضایت و آرامش و همچنین گسترش دانایی برای فرد خواهد بود. [10]
بر اساس دیدگاه فورث و واچز (1974) اصولاً نظریه رشد شناختی پیاژه مبتنی بر ماهیت تفکر است که با توجه به آن میتوانیم تفکر را به مدرسه ببریم. در تفکر پیاژه، هوش و تفکر مترادف تلقی میشوند. تفکر در مسیر استفاده مؤثر از هوش عمل میکند و هوش ابزار اصلی تفکر است. ویگوتسکی نظریهپرداز بزرگ روسی نیز در خصوص تفکر و شرایط آن دیدگاهی مؤثر را ارائه نموده است. وی معتقد است تفکر در محدوده مجاور رشد کودکان جریان مییابد. بر این اساس تکالیفی در محدوده منطقه مجاور رشد قرار دارند که کودک با دانش کنونی خود قادر به انجام آنها نیست. چنین موقعیتی برای فرد قدری چالش و دغدغه ایجاد میکند که پیامد آن زایش تفکر و کوشش در جهت حل تکالیف ارائهشده هست. درواقع شرایط تفکر ارائه تکالیفی است که قدری از دانش موجود فرد فراتر است. [11]
ارکان فعالیتها برای توسعه تفکر
ادی (1382) با استفاده از نظریات موجود، برای توسعه تفکر دانشآموزان چند رکن در نظر گرفته است. رکن اول تعارض شناختی است. این تعارض زمانی صورت میگیرد که دانشآموز با مسائلی مواجه میشود که خود او نمیتواند بهسادگی آن را حل کند؛ اما با کمک دقیق و ساختیافته یک فرد بزرگتر قادر به حل آن یا لااقل شناخت ماهیت آن میشود بهطوریکه احتمال حل آن در آینده افزایش مییابد. اصل تعارض شناختی به شکلی در نظریه پیاژه و ویگوتسکی نیز ارائهشده بود. بر اساس دیدگاه ویگوتسکی یادگیری خوب آن است که جلوتر از مرحله رشد حرکت کند؛ بهعبارتدیگر، یادگیریهایی که بهطور کامل در حیطه توانایی کودک قرار میگیرند چالشی را که موجب تسریع در رشد شناختی او بشود ایجاد نمیکند. در این بحث تأکید اصلی بر ساخت و ایجاد روشهای تفکر سطح بالا توسط خود دانش آموز است. معلم میتواند تجارب و راهنماییهای لازم را، از طریق پرسشهای دقیق ارائه کند؛ اما نمیتواند توانایی تفکر سطح بالا را بهطور مستقیم در ذهن دانشآموز جای دهد. دانش آموز باید خود این تفکر را برای خود بسازد و این ساختن باید در یک فرایند آهسته صورت پذیرد. اصل ساختن توسط خود دانش آموز، دومین رکن در فرایند توسعه تفکر به شمار میآید.
سومین رکن تقویت فراشناخت است. فراشناخت در تعریفی ساده، تفکر دربارۀ نحوه تفکر خود است. ما تنها وقتی میتوانیم تفکر سطح بالا را در خود ایجاد کنیم که کنترلی بر تفکر خود داشته باشیم، به معنای دیگر از تفکر خودآگاه باشیم.
رکن چهارم، آماده سازی عینی است. شما نمیتوانید به دانش آموزان یک مسئله بدهید و انتظار داشته باشید که با ایجاد تعارض شناختی، کار تمام شود. قبل از انجام این کار لازم است یک مرحله آماده سازی پیشبینی شود که در آن زبان مسئله، همراه با ابزار مورداستفاده و زمینهای که مسئله در آن مطرحشده است معرفی گردند.
رکن آخر پل زدن است. پل زدن، مرحله متصل کردن روش تفکر به سایر زمینه ها و تجربیات زندگی واقعی است.
شکل 17 ارتباط بین این پنج رکن را نشان میدهد:
شکل 17 – فراشناخت
ارتباط بین تعارض شناختی و ساختن، ارتباط مستقیمی نیست. هنگامیکه ما با یک مسئله فکری در هر سطح از دشواری روبهرو میشویم و راهحل آن را نمیدانیم، بهطور طبیعی دنبال راهحل آسانی برای آن میگردیم. در تجزیهوتحلیل کامل مسئله میانبُر میزنیم تا به انطباقی که پاسخگوی نیازهای فوری آن موقعیت است دستیابیم. دانش آموزان بهندرت به دنبال شناخت کامل مسئله میروند و اغلب مایلاند به کمترین پاسخی که نیازهای آنی مطرحشده در آن موقعیت را مرتفع میسازد اکتفا نماید؛ بهعنوانمثال، در رویارویی با مسئله تعیین عوامل مؤثر در زنگ زدن آهن و اینکه چرا یک میخ که در آب است زودتر از یک میخ که در خشکی است زنگ میزند، دانشآموزان به این پاسخ که آب باعث زنگ زدن آهن میشود، اکتفا میکنند بدون آنکه به اثرات احتمالی هوا توجه نمایند؛ لذا تعارض شناختی بهخودیخود منجر به بازسازی مفاهیم و رسیدن به یک شناخت کامل نمیشود. تعارض شناختی باید ساخته شود و این ساختن تنها از طریق پرسشگری معلم امکانپذیر است. این حقیقت، رهنمودی درباره ماهیت آموزش موردنیاز برای سرعت بخشی شناختی ارائه میکند.
مفروضات اساسی برای توسعه تفکر:
همه کودکان استعداد خلاقیت، تفکر و یادگیری را دارند
از دیدگاه ویگوتسکی همه کودکان استعداد خلاقیت، تفکر و یادگیری را دارند و دائماً در این مسیر در حرکتاند. [12] ویگوتسکی ضرورت آموزش تفکر و تأمل و نفی آموزشِ صرفِ «حفظ کردن» را مورد تأکید قرار میدهد. برای کودکان کافی نیست که فقط آنچه را که به آنها گفته میشود به حافظه سپرده و سپس به یاد بیاورند، بلکه آنها باید موضوع موردنظر را آزموده و تجزیه تحلیل کنند. درست همانطور که فرایند تفکر، پردازش اموری است که کودکان دربارۀ جهان و از طریق حواسشان یاد میگیرند، آنها نیز باید دربارۀ آنچه در مدرسه میگیرند، بیندیشند. حفظ کردن مطالب، یک مهارت فکری کمارزش و سطح پایینی است؛ به کودکان باید مفهومسازی، داوری و تمیز امور از همدیگر، استدلال و اموری از این قبیل را یاد داد.
تفکر دارای مراحلی است
ازجمله پیشروان دیگری که توجه زیادی به ماهیت تفکر بهویژه در جریان تعلیم و تربیت نمود میتوان به جان دیویی؛ ارائهکننده رویکرد حل مسئله اشاره کرد. دیویی جریان تفکر را شامل مراحلی میداند که دو مرحله اصلی را در برمیگیرد. مرحله اول مرحله شک و ابهام است و آن زمانی است که انسان با یک موقعیت پیچیده روبهرو شده و درصدد یافتن پاسخی برای مسئله و مشکل ایجادشده است و مرحله نهایی زمانی است که فرد از شک و ابهام بیرون آمده و به نتیجه موردنظر دستیافته است. برای رسیدن به این مرحله فرد باید مراحل دیگری را طی کند.
درواقع، پژوهشگر بهوسیله فرضیه، توضیح آزمایش نشدهای یا راهحل آزمون نشدهای را برای مسئله فراهم میسازد. برای اینکه فرضیه مستند و بر یافته علمی استوار باشد، پژوهشگر باید پیشینه تحقیق را دقیقاً موردمطالعه قرار دهد. سپس با توجه به دلایلی که فرضیه بر اساس آنها تدوینشده است نتیجهگیری میکند (استدلال قیاسی)؛ به این معنی که اگر فرضیه درست باشد، چه رویدادی باید مشاهده شود. پس از جمعآوری دادهها، عمل تجزیهوتحلیل شروع میشود؛ که آیا پژوهشگر دلایل کافی برای تأیید فرضیه ارائه میدهد.
دیویی روش حل مسئله را بهعنوان روش تعلیم و تربیت معرفی میکند و معتقد است تعلیم و تربیت باید بر اساس نمونه واقعی زندگی دانشآموز با مشکلاتش سازمان یابد. روش حل مسئله میتواند دانشآمـوز را برای زندگی طبیعی بپروراند. برخـورداری از توانایی لازم برای حل موفقیتآمیز مسائل موجب میشود تا اعتمادبهنفس و احساس خود کارآمدی در فرد بیشتر شده و احساس ارزشمندی بیشتری پیدا کند. فرایند حل مسئله بهصورت مختصر در شکل 18 ارائهشده است.
فرایند حل مسئله:
شکل 18- فرایند حل مسئله
بر اساس نکات فوق، تفکر بستر لازم را برای پژوهش ایجاد میکند و آنگونه که مورگان [13] بیان میکند فرایند حل مسئله و خلاقیت (بهعنوان روش و رویکرد حاکم بر پژوهش) هر دو درون تفکر و بهعنوان اشکالی از آن ساختهوپرداخته میشوند. با استفاده از سطوحی از تفکر است که ما به حل مسائل و خلق پدیدهای تازه نائل میشویم.
آموزش تفکر با ایجاد انگیزه و علاقه ممکن است
بدون علاقه، رشد فکری امکان نخواهد داشت، علاقه جزء لاینفک توجه و درک کردن است [14] باید برای جلب علاقه دانشآموزان مطالبی مطرح شود که متضمن شوک شگفتی فکر است. نباید توقع داشت بدون ارائه افکار برجسته و جالبتوجه بتوان توانایی واقعی و خودانگیختگی شاگردان را برانگیخت. [15]
آموزش تفکر، آموزشی فعال است،
تفکر انتقادی تفکر عقلانی است و پایهای برای درست اندیشیدن در هر عرصهای است؛ به عبارتی، تفکر عقلانی پایه مهارت اندیشیدن است. تفکر بدون فعالیت پویای ذهنی ممکن نیست. خمیرمایه تفکر انتقادی، تکاپوی ذهنی و جستوجو در اندیشه ها جهت دستیابی به نتیجه ای معتبر و مفید است. اینگونه تفکر آمیزهای از تفکر خلاق، تفکر منطقی و تفکر مسئلهگشاست. پائولو فریره در نظریه یادگیری خود با انتقاد از روشهای موجود، آموزش رایج را مکانیکی میداند که طی آن دانشآموز بدون هیچ دخل و تصرفی، پذیرنده منفعل معلومات معلم است. در چنین وضعیتی دانشآموز دریافت اطلاعات را نه بهمثابه یادگیری فردی بلکه بهعنوان دریافتی از خزانه بانکی معلم فرض میکند و ازاینرو آن را در مسیر دانشی خود درونی نمیکند. یادگیری واقعی زمانی صورت میگیرد که دانش دریافتی فعالانه دریافت، نقد و ارزیابی شود و سپس پذیرفته شود؛ به عبارتی یادگیرنده با رویکردی انتقادی در مسیر یادگیری قدم برمیدارد. [16]
مالکوم نالس [17] معتقد است که بهمنظور تحولات اجتماعی روزافزون، مربیان تعلیم و تربیت باید درباره نقش خود دوباره فکر کنند و فعالیتهای خود را بر آموزش مهارتها و روشهایی متمرکز نمایند که شاگردان برای تحقیق مستقل بدان نیاز دارند. بعضی از مربیان و متخصصان تعلیم و تربیت حتی مدتها پیشازاین روشهای منفعل کنونی آموزشوپرورش را مورد نکوهش قرار دادهاند.
پرورش تفکر خلاق و حل مسئله مستلزم ترکیبی هنرمندانه است
دربیانی دیگر در برخی منابع، پرورش تفـکر خـلاق و حل مسئله را مستلزم ترکیب چندین حوزه دانستهاند:
الف) حـوزه نگرشها و رویکردهای فرد: مانند رشد مداوم، کنجکاوی، حساسیت، پشتکار، واقعبینی، بیتعصبی، صداقت عقلانی؛
ب) ارزشها: انصاف، عدالت، استقلال، سندیت، عقلانیت، خود انتقادی، حقیقتطلبی؛
پ) مهارتها: پیشبینی، تشریح، استنباط، پژوهش، تجزیهوتحلیل، ترکیب، قضاوت و داوری، خلاصه کردن، توان مشاهده، توان خواندن، توان گوش کردن؛
ت) دانش: دانش موضوعات و هنرها، دانش عملی، دانش در مورد خود، دانش نیازها، تجربیات و احساسات دیگران، دانش اخلاقی.
در فرایند ترکیب این موارد مفهومسازی، پژوهش علمی، حل مسئله، تحلیل منطقی و ترکیب صورت میگیرد که عمدتاً با یکدیگر همپوشانی داشته و دارای نقطه اشتراک وسیعی هستند.
3. تفکر انتقادی بستر رشد مهارتهای پژوهشی
تفکر انتقادی مهمترین سطح از تفکر به شمار میآید. در این سطح از تفکر، فضای برانگیزاننده پژوهش، خلاقیت و یادگیری ایجاد میشود که مهمترین بستر برای پرورش پژوهشگران نوآور است. به همین دلیل در این بخش عمدتاً به طرح مفهوم و جایگاه و استلزامات تفکر انتقادی در سطح کلاسهای درس و مدارس میپردازیم.
بر اساس مطالعه کاتن (1991)، آموزش تفکر انتقادی توان پژوهشی، توان خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان را بهطور معنیداری افزایش میدهد. [18] تفکر انتقادی، تفکر خلاق و تفکر حل مسئله را با یکدیگر دارای همپوشانی و اشتراکات فراوان ذکر میکند که به صورتی یکپارچه و درهمتنیده عمل و در راستای تکمیل یکدیگر، تعامل و حرکت میکنند.
پی نوشتها و ارجاعات:
[1] . (والینگهام، 2009)
[2] . (نورمن، به نقل از شفرمن، 1980)
[3] . سورۀ آلعمران، آیۀ 191.
[4] . سورۀ نساء، آیۀ 82.
[5] . سورۀ روم، آیۀ 8.
[6] . سورۀ حج، آیۀ 46.
[7] . سورۀ زمر، آیۀ 9.
[8] . (پراوات و فولدن، 1994 به نقل از پاشا شریفی، 1384)
[9] . (به نقل از حسینی، 1383)
[10] . (کوهن و رایپر 1992)
[11] . (اسلاوین، 1387)
[12] . (محب، 1385)
[13] . (1984 به نقل از سیف 1368)
[14] . (وایت هد 1967 به نقل از مایرز، 1383)
[15] . (ماتیو لیپمن، 1976 به نقل از مایرز، 1383)
[16] . (فریره، 1368)
[17] . (به نقل از مایرز، 1374)
[18] . (روز بولت، 2009)