مقالات
تب علم یا تب کنکور؟!
حجتالاسلام علی فاطمی پور، نویسنده و پژوهشگر حوزۀ تربیت اسلامی
خلاصه :
سلسله مباحث تربیت مدرسهایتب علم یا تب کنکور؟!
عشق کنکور خیلیها را بیخواب کرده است و چشمان بسیاری را بر روی حقایق بسته است.
کنکور دغدغه شبانهروزی و اولویتدارترین برنامه برای دانشآموزان ایرانی شده است.
چه بسیار افرادی که خواب را از چشمان خود گرفتهاند و چیزهایی را بر خود حرام کردهاند به امید اینکه در کنکور بدرخشند و رتبهای کسب کنند و به عبارتی، آیندۀ خود را تضمین کنند.
تب کنکور به حدی بالاگرفته است که انتخاب مهدکودک فرزندانمان نیز برای آماده شدن جهت کنکور است.
والدین از نان شبشان میزنند تا فرزندشان در کلاسهای آموزشی آمادگی کنکور شرکت کند و آزمونهای آزمایشی بدهد و کتاب تست بخرد.
آیا کسانی که رتبۀ بالایی در کنکور میآورند لزوماً انسانهای موفقی هستند؟
و کسانی که رتبۀ بالایی در کنکور نمیآورند یا اصلاً کنکور نمیدهند لزوماً موفق نیستند؟
به نظر میرسد کنکور اساس زندگی نیست! چراکه این نوع تفکر رایج در جامعه مشکلات متعددی را به همراه دارد:
1. مدرکگرایی را در جامعه رواج میدهد؛
در جامعهای که برتری با مدرک باشد ارزشها رخت برمیبندند و ضد ارزشها حاکم میشوند.
ارزش در علم است یا قبولی در آزمونی چندساعته؟
2. رقابت ناصحیح در جامعه رواج پیدا میکند؛
رقابتی که در آن حذف دوستان و عقب راندن آنها مطرح است رقابت ناصحیحی است که گریبان جامعه و افرادش را دور یا نزدیک خواهد گرفت و آنها را به سقوط میکشاند.
در بسیاری از کلاسها میبینیم که دانشآموزان برای کسب رتبۀ بالاتر از کمک به دوستان خود امتناع میورزند که مبادا نکتهای بیاموزد و رتبۀ بالاتری را کسب کند.
3. دانشآموزان بهجای تفکر محوری به سمت حافظه محوری پیش میروند؛
اندیشمندان و متفکران اذعان دارند که نظام آموزشوپرورش و تدریس کلاسها باید به سمت تفکر محوری پیش برود؛ چراکه انسانها برای داشتن زندگی موفق نیاز به قدرت تفکر و حل مسئلۀ بالا دارند و حفظیات عموماً توانایی حل مسائل و مشکلات زندگی را ندارد.
در کشورهای پیشرفتۀ دنیا نیز کلاسها و درسها بر اساس افزایش قدرت تفکر و حل مسئله کودکان و نوجوانان مدیریت میشود و روش حافظه محوری ازنظر علمی نیز منسوخ هست.
4. شغلها در جامعۀ اسلامی بر اساس تواناییهاست؛ اما درروش کنکور محوری شغلها بر اساس حفظیات افراد تقسیم میشود.
در شهر اسلامی شغلها و مسئولیتها بر اساس تواناییها و ظرفیتهای افراد جامعه است. اگر شغلهای جامعه را بر اساس میزان حافظه افراد و قبولی در کنکور بچینیم جامعهای پر از آسیب را تجربه خواهیم کرد و به عبارتی روزبهروز بهجای حل مشکلات جامعه بر آن افزوده خواهد شد.
و بسیاری نکات دیگر که صاحبان اندیشه به آن واقفاند ...
درست است که وجود یا عدم وجود آزمونی به نام کنکور را نظام آموزشوپرورش تعیین میکند و از اختیار مدارس و معلمان خارج است؛ اما معلمان و مدیران هستند که تب کنکور را بالا میبرند و آن را در جامعه فرهنگسازی میکنند.
مدرسهای که تب دانشگاه گرایی در آن بالاست را نمیتوان مدرسه اسلامی نامید.
هدف از علمآموزی در اسلام رشد و پیشرفت انسان در تمامی ابعاد زندگی است. انسانی که برای کنکور درس بخواند و علم بیاموزد بعد از کنکور هم آن را رها خواهد کرد. دغدغه علم را باید در جامعه ترویج کرد نه دغدغه کنکور را.
تب علم را در جامعه باید بالا برد نه تب کنکور را.
معلمان عزیزی که دغدغه علمآموزی و یافتن هدف و مسیر زندگی را در کلاس ترویج میکنند به اسلام نزدیکترند تا معلمانی که دغدغه کنکور را در کلاس و بین دانشآموزان رواج میدهند.
برای تیز شدن نگاهها و دقیقتر شدن روشهایمان در تدریس و مدرسه داری توجه به این نکته بسیار راهگشاست که رهبر فرزانه انقلاب میفرمایند:
«دانشگاه گرایی یک تفکر غلط و خطایی است که متأسفانه سایه آن از ابتدای ورود به محیط مدرسه تا پایان تحصیلات در آموزشوپرورش، بر سر دانشآموزان سنگینی میکند.» (1)
ارجاعها:
(1) . دیدار با معلمان، 17 اردیبهشت 1396.