رویدادهای عمومی
میلیاردری که شهید مدافع حرم شد
خلاصه :
دنیا به صورت تمام عیار به او رو کرد و همه چیز داشت. از شهدای میلیاردر است. دنیا به او رو آورد ولی او خیلی به دنیا میدان نداد."حبیب بدوی" از اهالی شهر اهواز, از جانبازان دوران دفاع مقدس و از نیروهای ضدزره بود که برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) راهی سوریه شده بود. او در شهر البوکمال در استان دیرالزور سوریه توسط تروریستهای تکفیری به شهادت رسید. شهید بدوی از همرزمان سردار شهید مدافع حرم سیاح طاهری بود.
دنیا به صورت تمام عیار به او رو کرد و همه چیز داشت/دنیا به او رو آورد ولی او خیلی به دنیا میدان نداد
او از همان ابتدا نیروی حاج سیاح طاهری بود. یک ارتباط نزدیکی با شهید سیاح طاهری داشت. سیاح طاهری هم برایش نقش پدری داشت. نقش پدری و تربیتی او باعث شد که تا پایان جنگ در صحنه بماند.در عملیات های مختلف به عنوان فرمانده گردان حاج سیاح طاهری با نام گردان امام حسین(ع) در تیپ 201 ائمه حضور داشت. بعد از جنگ، زمانی که بحث درجات در سپاه مطرح شد، از سپاه رفت و گفت ما برای این مرحله نیامده بودیم. خوی و خصلت او خصلت رزم و جهاد بود و برای جهاد آمده بود.
متنعم بود. دنیا به صورت تمام عیار به او رو کرد و همه چیز داشت. از شهدای میلیاردر است. وضع مالیاش خوب بود. معمار بود و در کار ساخت و ساز بود. شغل پدریاش بود. اما خصلت اولیه اخلاقیاش این بود که غرق و جذب دنیا نشد. دنیا به او رو آورد ولی او خیلی به دنیا میدان نداد. زندگی میکرد و ساده زیستی جزو زندگیاش بود. وقتی بحث جهاد و سوریه پیش آمد، خیلی علاقه داشت که دوباره به منطقه برود و علتش همان خوی رزمیگری او بود. اهل جهاد و مبارزه بود. خیلی تقلا کرد اما راه پیدا نکرد.
بعد از شهادت سعید سیاح طاهری متحول شد
شهادت سعید سیاح طاهری او را دوباره متحول کرد. بعد از شهادت او حبیب دیگر قرار نداشت. دیگر کل فعالیتهای اقتصادیاش را کنار گذاشت. در آستانه دومین سال شهادت سیاح طاهری هستیم. در این دو سال هیچ کار اقتصادی نکرد. همهاش در تقلا بود به مناطق عملیاتی سوریه برود و آخرش هم راه پیدا کرد. چند نوبت رفت. در نوبت سوم مجروح شد. دقیقا قبل از اربعین سال گذشته ایشان مجروحیت سختی پیدا کرد. بیشتر از ناحیه ستون فقرات و شکم و دست و پا و صورت. وقتی برگشت، با خود گفتیم دیگر رفته و طعم آنجا را چشیده و این رفتنها را تمام میکند. اما دوران نقاهتش که تمام شد برای بار چهارم باز به منطقه رفت. و این اعزام پنجمش بود که ختم به شهادت شد و این نشان دهنده ثبات قدم او بود و اعتقادی که به این راه داشت. آمده بود که آخرش برود.
کارکرد خوب او در برون مرزی به خاطر تسلطش به زبان و فرهنگ عربی بود
به غیر از کار در یگان ضد زره در زبان عربی هم تخصص داشت. یکی از دلایلی هم که در مناطق برون مرزی کارکرد خوبی داشت همین تسلطش به زبان عربی بود. زیرا کشورهای شرکت کننده در جبهه مقاومت بیشتر عرب زبان بودند. آشنایی او با فرهنگ عربی به حضورش در منطقه کمک میکرد. با نیروهای نجبا و نیروهای مجاهد عراقی همراه بود و طبق اطلاعی که کسب کردم در مراحل پاکسازی شهر البوکمال استان دیرالزور بود که با اصابت خمپاره 60 در کنارش از ناحیه شکم آسیب دیده و به شهادت میرسد.